بعضی وقتها فکر می کنیم که چه آرزو های بزرگی داریم. تلاش می کنیم و گاه افسوس؛ شاید از معدود آدمهایی باشم که ادعا کنم به آرزوهایم رسیده باشم. یعنی یکی یکی آرزوهام داره بر آورده می شه. اما یک ترس وجودم را کرفته؛ اگر همه شون بر آورده شد پس با دنیای بدون آرزو چه کنم؟ آیا باید توقف کنم. نه! وقتی به آرزوت می رسی، تازه می فهمی که آرزو های دست نیافتنی ات چقدر کوچک بودند. پس باید دوباره آرزو کرد؛ آنهم آرزوهای دست نیافتنی. از حرکت نباید ایستاد. همینگوی پیر می گفت که انسان شکست می خوره، اما از پا نمی افته. و من می گویم اگر پیروز هم شدی از پا نایست. دنیا پر از کارهای بزرگی است که آرزویت را طلب می کنند تا تمامشان کنی. اگر باز به آرزویت رسیدی ، پا را فراتر بگذار و وسعتشان بده. چند روز پیش وقتی از یکی از بیمارانم خواستم که خوردن شکلات را کنار بگذارد، گفت:« هی داک!! زندگی کوتاهتر از این ِ شکلات را ترک کنم» . راست می گفت. زندگی کوتاهتر از این ِ که آرزوهام را ترک کنم. تلاش و تلاش و تلاش؛ این چیزیه که یاد گرفتم . امروز احساس میکنم به آرزوهایم رسیده ام و از دنیای بدون آرزو فرار نمی کنم. دنیا پر از آرزوهای برآورده نشده است |