روزنگار غریبانه پدر و پسر
  
 وبنوشتهای یک روزنامه نگار در تبعید ( پویان اللهیاری )
روزنگار غریبانه پدر و پسر
  • فهرسـت مطالب گذشته(کلیک کنید)
  • اشعار پراکنده احمد اللهیاری
  •  
    بهمن 1386
    ش ی د س چ پ ج
        1 2 3 4 5
    6 7 8 9 10 11 12
    13 14 15 16 17 18 19
    20 21 22 23 24 25 26
    27 28 29 30      
     
    آرشیو
     
    پنجشنبه 17 اسفند ماه سال 1385
    «دوچرخه» به روایتی دیگر

    به مناسبت ۸ مارس و نگاهی به مطلب «دوچرخه» از جلوه جواهری در سایت هستیا

    او راست می گفت که پاهاشون از پاهای دوچرخه سوارهای بی اهمیت تیز تر است. همیشه نگاهشون از کوچه پر بود. و ما پا می زدم و دوچرخه هایمان را می راندم و او فقط به نقطه پایان می نگریست.
    روزهای کودکی گذشت و در نوجوانی روزهای زندگی برایم یک به یک سرشار از تجربه بود؛ دوچرخه سواری همیشه مرا به خیابان نزدیکتر می کرد و او همچنان می دوید تا پاهایش را ورزیده کند. حالا کوچه برایم معنای دیگری یافته بود؛ پر از امید و نگاهی به آینده. تصمیمم را گرفته بودم که از سر پیچ کوچه مان این بار پای بر خیابان بگذارم و او هنوز پاهایش را ورزیده میکرد.
    به خیابان که رسیدم ، سرعتم بیشتر شد. با مفهومی جدید آشنا شدم؛ چراغ خطر. این علایم اما، معنای دیگر گونی برایم داشت. چراغها همیشه برایم سبز بود و اگر قرمز می شد، هنوز مجالی بود که خود را به آنسوی برسانم. اما همچنان او پاهایش را ورزیده می کرد. چراغ برای او همیشه قرمز بود. گویی این چراغ در کوچه مان هم راه را بر او بسته بود.
    آری! من پا می زدم اما دویدن نفس او را نبریده بود. من عبور می کردم و او چراغ قرمز ها را یک به یک تجربه می کرد. من به تقطه پایان نزدیک می شدم و او همچنان پاهایش را ورزیده می کرد. و من سرشار از غرور خود را پیروز این مسابقه نا بابر می دیدم.
    ناگهان ایستادم . باید می ایستادم تا او هم بیاید و با هم از نقطه پایان بگذریم. پاهای دونده از دوچرخه سوار ورزیده تر است. او هم این راه را آمده بود اما به قوت پاهای ورزیده اش و من؛ پاهایم دیگر توان پا زدن نداشت. اما او هن و هن کنان خود را می رساند. اما هنوز می دوید. امروز دوچرخه را به او خواهم داد که او پاهای ورزیده تری از من دوچرخه سوار بی اهمیت دارد. او نشان داد که پیروزی دوچرخه سوار بر پیاده نمی تواند محلی از غرور باقی بگذارد.
    دوچرخه را به او خواهم داد و حتم دارم او نیز دوچرخه کهنه کودکی مان را کناری می نهد و به من خواهد آموخت که چگونه پاهایم را ورزیده کنم تا با هم از نقطه پایان بگذریم. دویدن لذت بیشتری از سواری خواهد داشت.


    برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
    نام کاربری
     
    تعداد بازدیدکنندگان : 16022


    عناوین آخرین یادداشت ها