روزنگار غریبانه پدر و پسر
  
 وبنوشتهای یک روزنامه نگار در تبعید ( پویان اللهیاری )
روزنگار غریبانه پدر و پسر
  • فهرسـت مطالب گذشته(کلیک کنید)
  • اشعار پراکنده احمد اللهیاری
  •  
    بهمن 1386
    ش ی د س چ پ ج
        1 2 3 4 5
    6 7 8 9 10 11 12
    13 14 15 16 17 18 19
    20 21 22 23 24 25 26
    27 28 29 30      
     
    آرشیو
     
    پنجشنبه 29 دی ماه سال 1384
    به احترام استاد
     به یاد او که "قصیده بلند باد" را رو در روی "آینه های تهی"  فریاد کرد که "با من طلوع کن" . 
    م . آزاد دیگر در میان ما نیست و اما نامش در بلندای تاریخ شانه به شانه بزرگان می ساید و کلامش همواره در گوشمان زمزمه خواهد کرد که


    «همه شاخه ها شکسته!
    به امیدها نشستیم و به یادها شکفتیم
    در آن سیاه منزل
    به هزار وعده ماندیم
    به یک فریب خفتیم»
    ...
    «در شب بیداد من فرهاد می گرید
    و چه بی فریاد
    جهان پیراست و بی بنیاد
    می گرید
    در شب بیداد
    در فروبستم
    و فروماندم در آن خاموش گمفریاد
    تا نگرید در شب بیداد من فرهاد
    نشنوم دیگر
    های های زاری خاموشوارش را
    و سکوت سوگوارش را
    باز می گرید
    در شب بیداد من فرهاد و چه بی فریاد .»


    برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
    نام کاربری
     
    تعداد بازدیدکنندگان : 16024


    عناوین آخرین یادداشت ها