| |
سه شنبه 27 دی ماه سال 1384 |
| زمــــــــان |
همیشه دیر می رسیم؛ شاید شجاعت زود رسیدن را هرگز نداشته ایم و این را بر پیشانی من و تو نوشته اند. گویی عقربه زمان کند و تردید آلود راهش را به سوی افق باز می کند و با هر ضربه، نگاهش به لحظه ای نا آشنا که در پیش است، خیره می شود. می ایستد. نگاهی به روبرو به دنبال جایی امن برای خستگی هایش. نمی یابد. به راه می افتد. و باز ... و ما ... نگاه بر ساعت خیره می ماند؛ عقربه ای که همواره یک ربع عقب است. |
|