روزنگار غریبانه پدر و پسر
  
 وبنوشتهای یک روزنامه نگار در تبعید ( پویان اللهیاری )
روزنگار غریبانه پدر و پسر
  • فهرسـت مطالب گذشته(کلیک کنید)
  • اشعار پراکنده احمد اللهیاری
  •  
    بهمن 1386
    ش ی د س چ پ ج
        1 2 3 4 5
    6 7 8 9 10 11 12
    13 14 15 16 17 18 19
    20 21 22 23 24 25 26
    27 28 29 30      
     
    آرشیو
     
    سه شنبه 27 دی ماه سال 1384
    زمــــــــان
           همیشه دیر می رسیم؛ شاید شجاعت زود رسیدن را هرگز نداشته ایم و این را بر پیشانی من و تو نوشته اند. گویی عقربه زمان کند و تردید آلود راهش را به سوی افق باز می کند و با هر ضربه، نگاهش به لحظه ای نا آشنا که در پیش است، خیره می شود. می ایستد. نگاهی به روبرو به دنبال جایی امن برای خستگی هایش. نمی یابد. به راه می افتد. و باز ...
             و ما ...  نگاه بر ساعت خیره می ماند؛ عقربه ای که همواره یک ربع عقب است.

    برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
    نام کاربری
     
    تعداد بازدیدکنندگان : 16020


    عناوین آخرین یادداشت ها